و من از دور به چشم تو قناعت کردم
بارها رفتم و برگشتم و عادت کردم
تا که از روی خودم روی بریدم ،دیدم
پیش چشم همه از چشم تو صحبت کردم!
بارها سخت نگاه تو بهم ریخت مرا
ارگ بم بودم و هربار مرمت کردم!
باز آن روز که با دشمن من میرفتی
من ولی خنده کنان، سخت حسادت کردم
دست من نیست که هی در دهنم میچرخی
من به نام تو به روی لبم، عادت کردم
۱۴۰۵ مرداد ۲۱, چهارشنبه۱ دقیقه مطالعه۳ بازدید
نظرات۰
برای نظر دادن، وارد حساب خود شو ←
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!