داغترین قلمها را کشف کن یا بر اساس نوع نوشته بگرد.
دستانم را محکم بگیر، و مرا به دوردستها ببر. به همان جایی که هنوز لبخندها بیبهانهاند، و عشق بیهیچ ترسی در نگاهها جاریست. آنجا که پاییز فصل رسیدن است، نه سرآغاز تنهایی و غم. جایی که برگها با نغمهی باد میرقصند، و دلها هنوز به گرمای مهربانی زندهاند. بگذار در آن دیار بیفریب، در پناه نگاهت آرام بگیرم و از نو باور کنم، که هنوز هم می…
مشاهدهی کامل نوشتهمثل موهایت پریشانم ولی افسوس که مثل موهایت مرا هم پوشت گوش انداختی